تبليغاتX
lover think
سلام.

از همه دوستای عزیزم که به این وبلاگ

می اومدند تشکر میکنم.

بعد از ۲ سال به خاطر یه چیز هایی

میخوام این وبلاگ رو تعطیل کنم.

اما کارم و با یه وبلاگ دیگه دنبال میکنم.

خوشحال میشم بازم همراهم باشید.

www.lover-think.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 19:28 توسط سعید |


لحظه اخر چقدر سخت بود

تنها تر از تنهایی شدم.

تموم شد.

میترسم دلم دووم نیاره.

تقصیر ما نبود

cherub . . .

model uluc 
make-up : me

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 13:11 توسط سعید |


میخوام ازاد تر باشم تو زندگی

ولی دلتنگی هام و کجای دلم بذارم خب؟

گریه هام کابوس هام

گذشته خوب

حال .............

اینده  خوب

من خسته می شم

ولی تسلیم هرگز

تا افق

+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 20:19 توسط سعید |


وای چرا این روزها نمیگذره.

فقط این روزهای ......میخوام رد شه بره

دیگه هم هیچ وقت برنگرده.

هر چقدر می دوم به مقصد نمیرسم.

شاید راه و گم کردم.اصلا جایی که دارم

میرم وجود خارجی نداره.

دور و ورم پر شده ادامای..............

چقدر تنهام.

از خودمم خسته شدم.کاش این روزا نبود  هیج وقت.

اگه احساساتی نبودم مثله همه انقدر غمگین نبودم.

فقط خوشم از این قلم

هر چی تو دلم مونده

واسم می نویسه.

+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 20:5 توسط سعید |


حرف ميزنم با اينه

خوب گوش ميكنه ولي پاسخي نداره

يعني نميتونه جواب بده

خودم و ميبينم توش

باور ندارم چه قدر عوض شدم

اينه هم منو ميبينه

اينه دروغ نميگه اينه صاف و زلاله

تو چشم هاش كه نگاه ميكنم حرف هايي تدائي ميكنه

اما گله............

اينه من و اثبات ميكه تو خودش اما راهي پيشنهاد نداره

اما هر كي بايد مواظب اينش هميشه بمونه

دوسش دارم

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 21:31 توسط سعید |


با چشای بی فروغ

میون راست ودروغ

دیگه فریاد من و سایمم نمی شنوه

صدای زنجیر تو گوشم می پیچه

تو داری از قافله دور میمونی

سرت و خم کن تا درها باز بشند

تو بگی نه پشت کنکور میمونی.

(پشت کنکوری نیستم فقط این شعر و دوست دارم)

چادر زندگیمو هر جا خواستم وا کنم

تو این دریا نمیخوام نهنگ کوری باشم

پشت درهای بسته علی کنکوری باشم

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 21:19 توسط سعید |


یه وقت هایی پیش خودت فکر میکنی داری تصمیم های درستی

یرای کارهات میگیری.

بدون منطق و فکر . اقای خودم خطاب من با شماست.

پس خودم حتی تو ای دوست

فقط صبر کن.اگه همه چیز درست نشه حد اقل بهتر میشه که

عجله فقط به خودت اسیب میزنه.

میدونم زندگی سیاهه. ولی تو باید باهاش راه بیای

به امید موفقیت.

پاینده

+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 12:43 توسط سعید |


http://pix2pix.org/my_unzip/11949776925942967.jpg

  we will never forget him 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 20:40 توسط سعید |


عاقوشت و به غیر من به روی هیچ کی وا نکن

من و از این دلخوشی و ارامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودن کنارت بگو من به کجا پر می کشم؟

من و تو عاغوشت بگیر عاغوش تو مقدسه.

رسیدنت برای من تولد یک نفسه.

ففط تو عاقوش خودم دقدقه هات و جا بذار

به پای عشق من بمون کسی رو جای من نیار.

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 11:15 توسط سعید |


سخت ترین و دردناک ترین درد دنیا

           دلتنگی و دوری

            ا    ی     س    ا

Bicycle

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:55 توسط سعید |